سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
دید و بازدید، دوستی را استوار می کند . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

برای خدا

به نظر من انسان ها دو دسته اند: ( از لحاظ صفت)
یا مرداند یا نامرد.
حالا اینکه تو کدومشونی ؟! من نمی دونم، خودت می دونی ولی پیشنهادم بهت اینه که این دو سه روز عمر هم لذت ببر هم خوش باش هم مردونه باش
زن و مردش رو خدا آفریده ، گلی به گوشه جمالش که هر کدوممون اگه مردیم ، زن بودیم دنیا یه ورش فلج بود. ولی اینکه صفات مردونگی داریم یا نه به ذات و لیاقت و اختیار خودمون برمی گرده.
تست مردونگی::
1- رفتی در نانوایی، یه خانوم کاملا خجالتی تو صف تک نان ایستاده و تو می تونی سریع تر از اون نونت رو بگیری بری، می گیری یا نه؟؟
2- یکی از رفقا یه دختر رو خیلی دوست داره (حالا یه پسر رو برای حالت زنانگی!) و تو هم ای... بدت نمی یاد، بهش رکب می زنی یانه؟؟
3- هفته ای چند بار پابوس مادر و پدر ات هستی به معنای واقعی؟؟ فرقی نمی کنه من و توی مجرد که تو خونه ایم که دیگه بدتر انگار اونارو نمی بینیم!!
4- چند بار شده از روی زرنگی سر دیگری رو کلاه بزاری و آخرش بگی : این زمونه اقتضا می کنه خدا بیامرز مردان قلی خوان فلان الدوله می گفت :: هر کی رو دیدی لب چاه یه لقد بزن بره توی چاه؟؟))
5- تا حالا شده به خاطر یکی که اصلا نمی شناسی از حق مسلمت برای نیاز اون بگزری؟؟
6- تا حالا شده در عین قدرت از سر عشق به هم نوع از گناه مسلم اون بگذری؟؟
7- چند بار در طول روز تو صورت آدمای خسته و از همه جا رونده لبخند می زنی؟
8- چند بار در طول روز از روی هوس به جنس مخالف نگاه می کنی و به قول برو بچ هزش رو میبری؟
9- و چند بار در کل عمرت  سر طرف رو به نام عشق آتشین گول مالیدی؟
به قول اون مثل معروف که می گه : می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن
حالا خود دانی اگه مردی ایول داری اگه..... برو خودت رو درست کن



یک انسان ::: دوشنبه 86/10/24::: ساعت 1:23 عصر

بچه که بودم تو روزای عزاداری آقا امام حسین که میشد همیشه میگفتم
خدایا چی میشد من و خونمون و یخچالمون و همه این برنج سیب زمینی ها و
خوردنی ها توی اون ده روز تو کربلا بودیم ؟! چی میشد می تونستم جلوی تشنگی
طفل 6 ماهه رو که بگیرم که هیچ تازه تقویتشون هم کنم؟!
بعد می نشستم و تو ذهنم آذوقه ها رو تقسیم می کردم به بچه ها خوشمزه ها رو بیشتر می دادم...
چند روز پیش یاد این خاطره ام افتادم خیلی دلم گرفت
حالا
الان دارم فکر میکنم که اگه الان بدون همه اون چیزای بالا تو کربلا بودم و
امام حسین ع وقتی می آمدند و می گفتند هر کی میخواد بره هر کی میخواد
بمونه، من میموندم یا میرفتم؟؟؟
خیلی تردید دارم یعنی اگه دلبستگی هایی که الان دارم عشقهایی که توقلب دارم اون موقع هم داشتم می موندم یا میرفتم؟ نمی دونم
زندگی الانمون هم اینه
به
عقیده آقامون حسین و به هدفش بله می گیم و میمونیم یا همش در راه رفتنیم؟؟
شما چی فکر می کنید انشاا.. توی این دهه نظر خاص خدا رو به شما باشه منو
خیلی دعا کنید
برای رسیدنش لحظه شماری می کردم وقتی محرم شروع میشد با اینکه خیلی کوچیک
بودم عاشق می شدم هر شب زنجیر برمیداشتم و میرفتم دسته وقتی زنجیر میخورد
رو شونه هام از درد سنگینش و گریه بزرگترها بغض می کردم هر کی بهم میگفت
واسه چی زنجیر میزنی میگفتم واسه امام حسین
عاشق اسم ابوالفضل بودم دوست داشتم بزرگ که شدم صفات اون رو داشته باشم دلم واسه اون دختر سه ساله و اون طفل شیرخواره می طپید.
...
بزرگ تر که شدم عشق حسین باعث شد برم دنبال خیلی مسائل که بدونم ، بخونم و بیشتر بشناسمش
شریعتی
ها رو خوندم درباره اش و کلی مطلب درباره اش خوندم هنوزم دوستش دارم هنوزم
دلم براش میتپه هنوزم دلم میخواد با اخلاص برم پیشش و تو مجلسش شرکت کنم
ولی دیگه هیچ وقت طعم اون عاشقی بچگی و اون خلوص رو نچشیدم .
السلام
علیک یا ابا عبدالله الحسین و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام
الله ابدا مابقیت و بقی الیل و النهار و لا جعل الله اخر العهد منی
لزیارتکم



یک انسان ::: دوشنبه 86/10/24::: ساعت 1:12 عصر

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم میزند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم میزند

 

باز جام دیده ها لبریز شد

باز زخم سینه ها سر باز کرد

در میان ناله و اندوه و اشک

حنجرم فریادها آغاز کرد

 

می نویسم شرح این غم نامه را

داستان مشک و اشک و تیر را

می نویسم از سری کز عشق دوست

کرد حیران تیغه شمشیر را

 

گوئیا با آن همه بیگانگی

آب هم با تشنگان بیگانه بود

در میان آن همه نامردمی

اشک آب و دیده ها پیمانه بود

 

تیغ ناپاکان برآمد از نیام

خون پاکی دشت را سیراب کرد

خون خورشید است بر روی زمین

کآسمان تشنه را سیراب کرد

 

می شود خورشید را انکار کرد؟

زیر سم اسبها در خاک کرد؟

می شود آیا که نقش عشق را

از درون سینه هامان پاک کرد؟

 

گر نشان عشق را گم کرده ایم

در میان آتش آن خیمه هاست

گر به دنبال حقیقت میرویم

حق همینجا حق به روی نیزه هاست

 

گریه ها بر حال خود باید کنیم

او که خندان رفت چون آزاد شد

ما سکوت مرگباری کرده ایم

....او برای قرنها فریاد شد

 

بازهم در ماتم روی حسین

باز هم در سوگ آن آلاله ایم

یادتان باشد حیات عشق را

وامدار خون سرخ لاله ایم




یک انسان ::: شنبه 86/10/22::: ساعت 2:17 عصر

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا

به نخل سبز  ز ماتم تکیده می ماند

میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم

به آهویی که ز مردم رمیده می ماند

شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی

به لاله های ز حنجر دریده می ماند

رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است

به آن که رنج نود ساله دیده می ماند

امام صادق حق پشت ناقه ی عریان

به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند

شوم فدای شهیدی که در کنار فرات

به آفتاب به خون آرمیده می ماند

هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟

نگاه تو به دل داغ دیده می ماند

حکایت احد و اشک چشم خونینش

به اختران ز گردون چکیده می ماند




یک انسان ::: شنبه 86/10/22::: ساعت 2:15 عصر

مطالب جدید را در آرشیو مطالب بخوانید:
خدا (2 مطلب)
انسان (1 مطلب)
انسان های زیبا (1 مطلب)



یک انسان ::: پنج شنبه 86/10/20::: ساعت 12:59 عصر

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 0


بازدید دیروز: 0


کل بازدید :5463
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
یک انسان
یک انسان برای خود و دیگر انسان ها پیام دارد که سریع تر به خدا بپیوندند
 
>>آرشیو شده ها<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<